باید به تقویت رسانه های تعاملی بپردازیم، مسئولان آستانه تحمل شان را بالا ببرند

به گزارش درگ فایل، رئیس دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه گفت: باید به تقویت رسانه های تعاملی بپردازیم و مسئولان هم آستانه تحمل شان را بالا ببرند، در غیر این صورت مردم به سمت رسانه های معاند سوق می یابند و مسائل شان را در آن رسانه ها مطرح می نمایند.

باید به تقویت رسانه های تعاملی بپردازیم، مسئولان آستانه تحمل شان را بالا ببرند

جهت دریافت مشاوره خدمات طراحی کاتالوگ تبلیغاتی از بهترین و مجربترین طراحان کشور همراه ما باشید. از طراحی تا چاپ کاتالوگ های تبلیغاتی حرفه ای را با بهترین قیمت از ما بخواهید.

به گزارش گروه رسانه های درگ فایل، مخاطبان امروز متفاوت از گذشته شده اند، این را متخصصان علوم ارتباطات و رسانه می گویند. کاربران فضای مجازی هر آنچه که دوست دارند را در این فضای نوین بارگذاری می نمایند؛ هر آنچه را که می بینند و برای شان جذاب است را به انتشار می پردازند. آنها دیگر منتظر رسانه ها نمی مانند که هر پیغامی را دریافت نمایند، بلکه خودشان به فراوری محتوا می پردازند.

اکبر نصراللهی رئیس دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز معتقد است که رسانه های تعاملی دارای سه شاخص فناوری، محیط ارتباطی و درک مخاطب هستند. یعنی این نوع از رسانه با استفاده از تکنولوژی در بستر ارتباط دو طرفه به فعالیت می پردازند.

این مدرس دانشگاه معتقد است که مخاطب با استفاده از تکنولوژی ارتباطی که برایش فراهم شده نقش فراوری، توزیع و مدیریت پیغام را ایفا می نماید و حتی در بعضی از خبرگزاری ها شاهد هستیم که مخاطبان خودشان به رسانه سوژه می دهند و این یعنی رسانه تعاملی و تعاملی بودن رسانه محصول پیشرفت و رشد و همه گیر شدن تکنولوژی های ارتباطی است.

بنظر شما چرا اصلاً رسانه ها باید به سمت تعامل با مخاطبان حرکت نمایند؟

نصراللهی: ما از دهه 1990 با پدیده ای بنام ارتباط جمعی شخصی روبرو هستیم؛ در این پدیده تنها خبرگزاری ها، رادیو و تلویزیون، فراورینماینده و توزیع نماینده اخبار و سایر قالب های رسانه ای نیستند، بلکه مردم هم فراورینماینده و هم توزیع نماینده هستند.

در تکنولوژی های ارتباطی مخاطب با هر وسیله ای، در هر زمانی، هر پیغامی را می تواند فراوری و منتشر کند. در چنین شرایطی انحصار فراوری و انتشار اخبار و دیگر کارنمودهای رسانه همچون سرگرمی و آموزش، شکسته می گردد و همه می توانند در عین حال که مصرف نماینده هستند، فراوری نماینده و توزیع نماینده باشند.

در زمانی فراوری اخبار در اختیار خبرگزاری ها بود و حتی بعضی از کشورها که خبرگزاری ملی نداشتند، فراوریات خبرگزاری ها توسط رادیو و تلویزیون و مطبوعات توزیع می شد، یعنی رادیو، تلویزیون و مطبوعات، واسطه و توزیع نماینده پیغام های فراوریی خبرگزاری ها بودند و مردم مستقیم از فراوریات خبرگزاری ها نمی توانستند بهره مند باشند و در عین حال رسانه های مختلف همچون رادیو، تلویزیون و مطبوعات این امکان را نداشتند که در نقاط مختلف جهان و حتی در کشورها دفتر داشته باشند و خودشان فراورینماینده پیغام باشند.

زمانی که جلوتر می رویم متوجه می شویم که خود رادیو و تلویزیون، بخشی از اخبار و پیغام هایی را که احتیاج داشتند را از خبرگزاری ها دریافت و بخش دیگر را خودشان فراوری می کردند، پس انحصار فراوری مقداری شکسته می گردد و کشورهای مختلف صاحب خبرگزاری های ملی خودشان می شوند و بعد از سال 1990، ما با پدیده ای به نام پدیده ارتباط جمعی شخصی روبرو می شویم، یعنی مخاطبان و مردم برای فراوری پیغام و توزیع پیغام احتیاج به مجوز ندارند و هر کدام از کاربران یک خبرگزاری، رادیو و تلویزیون و مطبوعات یک نفره هستند می توانند هر خبری را به هر زبانی و به هرجایی که دوست دارند، منتشر نمایند و این انحصار شکسته شد.

زمانی که می گوییم رسانه های تعاملی یعنی امکانی ایجاد شد تا افراد در عین حال که مصرف نماینده هستند، فراوری نماینده باشند و مدل فراوری، توزیع و مصرف اخبار و سرگرمی ها و پیغام های آموزشی تغییر پیدا کرد. در گذشته مخاطبان تنها مصرف نمایندگان اخبار بودند و از رادیو و تلویزیون و مطبوعات خبر دریافت می کردند، آموزش می دیدند و سرگرم می شدند، اما الان خودشان فراورینماینده هستند.

جالب است که مردم به خوبی با نرم افزارهای مختلف موبایلی آشنا هستند و به خوبی از آن استفاده می نمایند؛ بنابراین مخاطبان نه تنها فراوری نماینده هستند، بلکه خودشان می توانند جریان ساز باشند. این حوزه آنقدر وسیع و عمیق شده است که در بعضی از مواقع، رسانه های رسمی و خبرگزاری ها در زمین فراوریات شهروند خبرنگار بازی می نمایند و مجبور هستند به فراوریات شهروند خبرنگار توجه نمایند، شهروند خبرنگاری که جریان ساز هستند و اگر به هردلیلی رسانه های رسمی به یک موضوع و سوژه ای توجه ننموده و آن را برحجسته نکند و به اندازه اهمیت و ارزشی که دارد، به آن نپردازند، خود مردم این موضوع را فراوری، برجسته و ویروسی می نمایند و در نهایت همه مردم در مناطق مختلف جهان با آن رویداد و واقعه آشنا می شوند و کنشگران سیاسی اجتماعی فرهنگی مجبور هستند به آن موضوع توجه نمایند.

همچنین نظریه تأثیر سی ان ان(CNN) می گوید که رسانه های خبری تلویزیونی 24 ساعته جهان سه نقش دارند که می توان به نقش برجسته ساز، بازدارنده و شتاب زا اشاره نمود. بنظر می رسد می توان این نظریه را به ایران تعمیم دهیم. وقایعی که این روزها در ایران شاهد هستیم، مشاهدات و مطالعاتم نشان می دهد که این نظریه در ایران کاملا قابل اجرا و آزمایش شده است، به عبارتی فضای مجازی که به عنوان یک نماد و به عنوان یک نشانه رسانه تعاملی است، این نظریه بارها در ایران آزمایش شده و در فضای مجازی خود را نشان داده است؛ یعنی فضای مجازی در ایران نقش برجسته ساز، نقش شتاب زا دارند و نقش بازدارنده دارند.

منظورتان از این سه نقش تأثیر فضای مجازی بر عملکرد کاربران چیست؟

نصراللهی: ما در وقایع مختلف این سه نقش را در فضای مجازی شاهد هستیم؛ برای مثال در زلزله ازگله، جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، با کفش وارد چادر زلزله زده می گردد، این موضوع به گونه ای در فضای مجازی برجسته و ویروسی می گردد که او را مجبور به عذرخواهی می نمایند. همچنین در ماجرای سیل خوزستان در بهار 98، استاندار خوزستان، برخورد نامناسبی را با شهروند خوزستانی داشت و همین موضوع آنقدر در فضای مجازی برجسته می گردد که استاندار خوزستان مجبور به عذرخواهی می گردد. موضوعات اینچنینی بسیار است.

چنین نشانه هایی و چنین شواهدی در خصوص نظریه تأثیر فضای مجازی را می توانیم در ماجرای مربوط به اخذ عوارض از تونل های تهران، کارواش سعادت آباد، درگیری مأموران شهرداری، دستفروش در بابل، درگیری نیروهای ارتشی با مردم معترض در محمودآباد مشاهده کنیم؛ بنابراین فضای مجازی یک رسانه تعاملی با سه نقش برجسته ساز، بازدارنده و شتابزا است و هنوز صداوسیما، خبرگزاری های دولتی و غیردولتی، مطبوعات، متوجه این امر نشده اند و نتوانسته اند از ظرفیت رسانه های تعاملی خوب استفاده نمایند.

شاخص های رسانه های تعاملی چه مواردی است؟

نصراللهی: رسانه های تعاملی دارای سه شاخص فناوری، محیط ارتباطی و درک مخاطب است. زمانی که صحبت از درک مخاطب می کنیم، یعنی مخاطبان حس نمایند به واسطه امکانی که تکنولوژی های ارتباطی برای شان فراهم نموده است، خودشان در فراوری، توزیع و مدیریت پیغام نقش دارند و مخاطب حس کند که در تلویزیون دیده می گردد و حتی می تواند با ارائه سوژه هم در خبرگزاری دیده گردد. اگر این اتفاق رخ دهد، یعنی شاهد یک رسانه تعاملی هستیم.

اگر مخاطب این احساس را نداشته باشد که خود را در رسانه اش ببیند، آن رسانه تعاملی نیست. رسانه باید از خود بپرسند که چقدر مخاطبان و مردم ایران حس می نمایند که احتیاجها، فراوریات، خواسته ها، مسائل و آرمان های شان را در رسانه ها پرداخته می گردد، این یعنی یکی از شاخص های رسانه تعاملی، یعنی مردم و کاربر حس کند که نقش دارد و دیده می گردد و احتیاجهایش مورد توجه قرار می گیرد.

نکته دوم مربوط به فناوری است، یعنی فناوری و تکنولوژی هایی که در دسترس مردم هستند، این امکان را برای مردم فراهم نموده اند تا بتوانند در کوتاه ترین زمان و با سرعت زیاد، به تبادل دوطرفه پیغام بپردازند. یعنی مردم در عین حالی که مصرف نماینده هستند، فراوری نماینده باشند. درگذشته تنها نقش دریافت نماینده داشتند، اما امروز مخاطب در آن واحد هم دریافت نماینده، هم فراورینماینده و هم توزیع نماینده است. مدل ارتباطی در این نوع رسانه، یک طرفه و از بالا به پایین نیست، بلکه دوطرفه است. این مدل عمودی نیست، بلکه افقی است.

محیط ارتباطی یکی دیگر از شاخص های رسانه های تعاملی است، یعنی فراوری، توزیع و مصرف پیغام، باید استمرار و پیوستگی داشته باشد و مخاطب این امکان را داشته باشد تا بتواند بازخورد نظراتش را از رسانه دریافت کند. این موضوع بسیار مهمی است که رسانه ها بتوانند بازخورد و واکنش مخاطبان را مشاهده نمایند.

مسئولان تغییر آرایش رسانه ای را درک ننموده اند

نکته ای که در این خصوص فوق العاده مهم بوده موضوع راهبرد بازدارندگی رسانه ای است، یعنی مسئولان و رسانه های رسمی، آرایش جدید رسانه ای را متوجه شوند و درک نمایند که اگر قرار باشد به بازدارندگی رسانه ای دست یابند و راهبرد بازدارندگی را محقق نمایند، باید آرایش رسانه ای موجود را متوجه شوند و نقش شهروند خبرنگار را درک نمایند و خبرها، اطلاعات و سرگرمی های مورد احتیاج مردم را خودشان به موقع، جامع و صادقانه تأمین نمایند که اگر این کار را ننمایند، نمی توانند مانع فعالیت های توسعه طلبانه رسانه های رقیب و دشمن شوند.

راهبرد بازدارندگی رسانه ای، راهبردی است که بیشتر در روابط بین کشورها و در حوزه های نظامی و نظامی گری استفاده می گردد، یعنی دو کشوری که با یکدیگر در حالت جنگ هستند، محاسبه گر می شوند و طرف دیگر را ارزیابی می نمایند. هر طرفی، طرف دیگر و مقابل را ارزیابی می نماید و به این جمع بندی می رسد که اگر به کشور دیگر حمله کند، به واسطه توانمندی که آن کشور دشمن و رقیب دارد، سود حمله به آن کشور به مراتب از زیانش کمتر است.

این راهبرد را ما می توانیم به موضوع رسانه ها تعمیم دهیم و راهبرد بازدارندگی رسانه ای را اتخاذ کنیم. در گام اول برای رسانه های ایران پیشنهاد می کنم که در مقابل توسعه طلبی رسانه های رقیب و دشمن بایستند و خبرهای مورد احتیاج مردم ایران را خودشان تأمین نمایند و هرچه زودتر، صادقانه و جامع تر در اختیار مردم بگذارند. اگر این اتفاق انجام شوند، رسانه های محاسبه گر به این جمع بندی می رسند که هر اندازه رسانه های جدیدی ایجاد نمایند، سودی نخواهد داشت.

این امکان باید برای رسانه های داخلی فراهم گردد تا رسانه های داخلی در گام اول بازدارنده باشند و در گام بعدی بتوانند تهاجمی عمل نمایند و بتوانند راهبردشان را فعال نمایند.

در عصری که ما با پدیده ارتباط جمعی شخصی روبرو هستیم و با پدیده شهروند خبرنگار روبرویم و شاهد رسانه های تعاملی هستیم، دیگر مخاطب منفعل نیست، بلکه فعال است و می تواند با فراوری و توزیع پیغام، سونامی خبری ایجاد کند. در چنین شرایطی حتما باید رسانه های رسمی و مسئولان رسمی کشور، این نوع آرایش رسانه ای را متوجه و درک نمایند.

این امکان باید برای رسانه های داخلی فراهم گردد تا رسانه های داخلی در گام اول بازدارنده باشند و در گام بعدی بتوانند تهاجمی عمل نمایند و بتوانند راهبردشان را فعال نمایند. درحال حاضر معمولا رسانه های ما در حوزه های بحرانی و رویدادهای بسیار حساس و مورد احتیاج مردم، رویکردشان سنتی است.

بنظرم حتما باید با درک شرایط موجود و با شناخت رسانه های تعاملی و با شناخت دشمن و امکاناتی که در اختیارشان دارند، با شناخت تغییر در مصرف رسانه ای، مردم را در فراوری دخالت دهیم و به احتیاجهای شان پاسخ داده گردد و خود مردم هم به نوعی بخشی از کار را بگیرند و در آن مشارکت نمایند. این موضوع در شرایط کنونی یاری نماینده جبهه فرهنگی ایران و رسانه های رسمی ایران است.

رسانه های تعاملی می توانند بخشی از بار نهادهای فرهنگی را کاهش دهند

معتقدم درک تعاملی بودن رسانه و میدان دادن به مردم و افرادی که دغدعه کار ملی و فرهنگی و کار مبتنی بر اسلام و نظام جمهوری اسلامی دارند، می توانند بخشی از باری که بر دوش نهادها و دستگاه های رسمی است را کم نمایند و مانع کوشش دشمنان به ویژه آمریکایی ها را برای جلوگیری از روایت درست از ایران، جبهه مقاومت و جبهه اسلامی شوند و در نهایت با مشارکت شهروند خبرنگار، تصویر درستی از ایران، کشورهای اسلامی، جبهه مقاومت ارائه دهند و از آن طرف روایت درستی از اقدامات ظالمانه و دوگانه آمریکایی ها و جبهه غرب به مخاطبان و افکار عمومی در همه جای جهان منعکس گردد.

بنظر شما تا چه اندازه تعاملی شدن یک رسانه می تواند به افزایش مخاطبان آن و نزدیک شدن فراوریی هایش به دغدغه های مردم یاری کند؟

مخاطب ما دغدعه اقتصاد، تعصبات دینی و ملی دارند و اگر به این مخاطب تریبون داده گردد، این مخاطب فعال می گردد.

زمانی که مخاطب خود را در رسانه نمی بیند، پیغام هایش را برای تلویزیون معاند ارسال می نماید. یعنی مخاطب برای حل مسائلش، موضوعات را برای این نوع رسانه معاند ارسال می نماید. این امر می تواند برای کشور فاجعه و نشان از بی اعتمادی باشد. متأسفانه آستانه تحمل مسئولان کم و توقع از رسانه بالاست، به همین دلیل آنچه که از رسانه های رسمی انتشار پیدا می نماید، بیشتر غلبه شعارهای مسئولان و وعده های غیرقابل محقق مسئولان است و کمتر احتیاجها، مسائل و مطالبات مردم منتشر می گردد.

بنظر شما رسانه چه زمانی می توانند ادعا نمایند که رکن پنجم دموکراسی هستند؟

نصراللهی: بهتر است که عددی برای این ارکان نیاوریم، بنظرم رسانه رکن بسیار مهمی در حکمرانی و اداره کشور هستند. ما زمانی می توانیم ادعا کنیم که رسانه ها رکن، مدافع حقوق، چشم و گوش و وکیل مردم هستند که مردم احتیاجها، مطالبات، دغدغه ها، سوژه ها و موضوعات مورد احتیاج خودشان را از رسانه خودشان مشاهده نمایند. در این شرایط می توانیم بگوییم که رسانه ها رکن اساسی اداره کشور هستند.

اگر رسانه ها بخواهند رکن و چشم و گوش مردم باشند و اثرگذار شوند و به نوعی صدای مردم باشند، مخاطبان باید به آن رسانه اعتماد نمایند و رسانه هم موضوعات آن را در اولویت قرار دهند. تا کنون بیشتر رسانه ها عملکردشان یک طرفه بوده و سعی در انعکاس شعارها و مطالبات مسئولان داشتند.

در این موضوع شکی نیست که رسانه ها باید به روایت زحمات و کوشش های قوای مختلف و مسئولان باشند اما این نکته را فراهموش ننمایند که به انعکاس احتیاجها و مطالبات مردم هم بپردازند و این ارتباط یک طرفه نباشد بلکه به صورت تعاملی باشد.

بنظر می رسد با وجود آنکه تکنولوژی های لازم برای فراوری پیغام از سوی مردم فراهم شده است و دیگر مخاطب مصرف نماینده نیست و می توانیم شاهد یک ارتباط تعاملی باشیم، اما متأسفانه همچنان رسانه های ایران یادشان می رود که چه امکاناتی در اختیار مردم است و مردم چه سونامی و جریان های خبری را می توانند ایجاد نموده و رسانه های رسمی را مجبور به بعضی از وقایعی که مسئولان و رسانه ها توجه ننموده اند، به آن توجه نمایند.

از امروز رسانه ها با درک شرایط فعلی مخاطبان و درک شرایط خودشان و تغییر در آرایش رسانه ای موجود فرصت و امکان را به مخاطبان بدهند تا آنها خودشان را به نوعی در رسانه شان ببینند و دیگر مردم به سمت رسانه های رقیب و دشمن نروند. مردم باید امیدوار باشند تا بتوانند به رسانه اعتماد نمایند.

با فارس من آشنایی دارید؟ به نظر شما این سیستم تا چه اندازه توانسته به تعاملی شدن هر چه بیشتر خبرگزاری یاری کند؟

نصراللهی: درسال های اخیر بعضی از رسانه ها سرویس ها و امکاناتی ایجاد نموده اند که براساس آن امکانات، ظرفیت ها و بستر نرم افزاری را برای مردم فراهم نموده اند تا احتیاجها و مطالبات شان را مطرح و منعکس نمایند. همچنین نتایج پیگیری های شان را هم در آن بخش شاهد هستند. در این شرایط شاهد یک رسانه تعاملی هستیم که مردم حرف ها و احتیاجهای شان را در آن رسانه می بینند. این اقدام خبرگزاری قابل تقدیر است و باید حمایت های بسیاری از این بخش انجام گردد.

اگر بعضی از اشکالاتی که در آن حوزه خبری وجود دارد و بعضی از مسائلی که طرح می گردد، ممکن است به مذاق بعضی از مسئولان خوش نیاید که در این شرایط باید مسئولان آستانه تحمل را بالا ببرند و از این اقدام حمایت نمایند. اگر به دلایلی این بخش از خبرگزاری حذف گردد و یا مانع اقداماتش شوند، مردم به رسانه های معاند رجوع می نمایند و مورد حمایت آنها قرار می گیرند. فارس من قدم مثبتی ست برای الگوی تعامل یک رسانه با مخاطبانش.

منبع : فارس

بازگشت به صفحه رسانه ها

منبع: خبرگزاری تسنیم
انتشار: 21 فروردین 1399 بروزرسانی: 30 مهر 1399 گردآورنده: dragfile.ir شناسه مطلب: 222

به "باید به تقویت رسانه های تعاملی بپردازیم، مسئولان آستانه تحمل شان را بالا ببرند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "باید به تقویت رسانه های تعاملی بپردازیم، مسئولان آستانه تحمل شان را بالا ببرند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید